بسم الله الرّحمن الرّحیم ما حاملان خیر برای امتمان هستیم؛ دعوتی که هیچ وقت نمیمیرد؛ رهروانیم و به عهد خدا پایبندیم؛ این نالهی قلم است؛ جماعتی که غیر قابل انحلال است؛
هر کس غیر از این میپندارد باید تاریخ این جماعت را بخواند آنگاه به این حقیقت خواهد رسید؛ از زمان ملک فاروق تا جمال عبدالناصر و از انور سادات تا مبارک اخوان عذابهای زیادی چشیدهاند. هر بار به تروریسم متهم شده و اعضایشان دستگیر و دفاترشان بسته شده است. بسیاری اوقات حاکمانِ تروریست بهترینهای این جماعت را ترور کردهاند اما اخوان همواره از هر یک از این بلایا نیرومند و سرافرازتر از گذشته بیرون آمدهاند و این سنت خداوند دربارهی آنان است.
پس از اندوه شادمانی میآید و پس از سختی و دشواری آسانی از راه میرسد و شهادت مؤسس جماعت امام حسن البنا در سال ۱۹۴۹ بهترین دلیل بر این مدعاست. در آن زمان تمام اعضای اخوان در زندانها زیر بدترین شکنجهها قرار داشتند؛ بیخبران میپنداشتند که این پایان کار اخوان است تا جایی که جنازهی امام بنا توسط زنان حمل میشد زیرا از مردان تنها پدر ایشان و مکرم پاشا عبید دوست مسیحی و نزدیک ایشان حضور داشتند.
اخوان پس از تمام این سالها به کجا رسیدند و پس از آنهمه سختگیری و فشار در دوران ملک فاروق و دورههای بعدی چه حالی پیدا کردند؟ اخوان به آنجا رسیدند که اولین رئیس جمهور منتخب از میان آنان انتخاب شد؛ مردم به او اعتماد کردند و در مجالس شعب و شورا حائز اکثریت شدند و دعوت اخوان به اغلب نقاط کرهی زمین رسید. راز این موفقیت و انسجام با وجود دشواریها و موانعی که وجود دارد در چیست؟ به باور من این موفقیت در پناه جستن به خداوند به دست میآید و هیچ تصمیم یا حکمی نمیتواند آنان را از این مهم بازدارد. اخوان به خاطر خدا با همدیگر محبت میکردند و این رابطهای است که هیچ عامل خارجی نمیتواند در آن دخالت کند و آن از دلها بزداید. البته این علاوه بر اراده و عزیمتی است که اخوان از آن برخوردارند و استحکام آن فراتر از آثار جانبی حکم انحلال جماعتشان است. یک حکم حکومتی چگونه میتواند ثمرهی فعالیت افراد پاکباخته، دعای ستمدیدگان، تلاش مرزبانان، دردهای شکنجهشدگان و خون مجاهدان را هدر دهد؟
درد و رنج اخیر اخوان یکی از سنتها خداوند در حق آنان بود؛ ابر بارانزایی بود و گذشت تا خداوند از میان آنان شهدا را برگزیند و ناپاکیها را بشوید و یقینا از این بحران نیز بهتر از گذشته بیرون خواهند آمد.
اما افراد از تنگچشمی که گمان میکنند به هر وسیلهای میتوان جماعت اخوان المسلمین را منحل کرد میخواهیم بیایند و با ما فکر کنند اگر شخصی در نیمهی قرن گذشته یعنی در سال ۱۹۴۸ زمانی که ملک فاروق جماعت اخوان را منحل کرد و اموال آنان را مصادره و بیشتر اعضایشان را بازداشت کرد، از دنیا رفته باشد سپس همین مرد بار دیگر در سال ۲۰۱۳ زنده شود و ببیند که حکم دیگری در خصوص انحلال جماعت اخوان و مصادرهی اموال آنان صادر شده است و بیشتر اعضای آن در بازداشت به سر میبرند، این مرد چه حالی خواهد داشت؟ به باور من یک بار دیگر خواهد مرد اما از خنده بر کوتهفکری احمقان! به همین خاطر از همگان میخواهم این پنج کلمه را خوب به خاطر بسپارند: «اخوان جماعتی انحلالناپذیر است».

نظرات